آسمون دلدادگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان <آسمون دلداگی> آسمون دلدادگی و آدرس asemone.abi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





 

شعر آدم رو خلاصه می کنه،

کم حرف می کنه و تو سینه ی کلمات فشارمیاره.

شعر رسانه ی شخصیه، رسانه ی همراه.

مثه گوشی موبایل که همه چیز رودرباره ی من می میدونه

می دونه  منتظر کدوم تماس هستم،

کدوم اس ام اس روبیجواب گذاشتم

و کدام شماره رو از یاد بردم؛

شعرا به خوبی میدونن که "ما هیچوقت دیگه اون آدم سابق نمیشیم."

ولی با همه ی اینا دلم میخواد اون پرنده ی بی آشیون که تو آسمون دنبال یه پناهگاه میگرده

یه جایی واسه نشستن پیدا کنه ، یه جایی که آروم بگیره و خستگی در بکنه.

دلم میخواد اون پسرک که کنار اون درخت نشسته اینو باور بکنه که دیگه هیچ صدای تیک تاکی

از اون دور دورا نمیاد، شاید اگه خوب گوش بده از یه جای دیگه یه صدای قشنگ تر

 بشنوه.دلم میخواد باغچه ی ریحون حیا طمون همیشه ریحوناش دست نخورده باقی بمونه، 

 بشکنه دست اون باغبونی که میخواد ریحون باغچمونو بچینه. دلم میخواد اون پری قصه ی تنها ییام

 هیچ وقت تنها نباشه،هر روز پنج بار از اونی که بهش میگن خدا میخوام تنهاش نذاره.

 دلم یه جیز دیگه ام میخواد ... میخواد آرزو ها همیشه آرزو باقی بمونن...

همیشه... سبز سبز...

دلم میخوادكه هيچ وقت مرواریداشگ از صدف چشمه

هیج عاشقی جدا نشه به خاطره دوری.

يه آرزو ديگه هم دارم كه از همه آرزوهام واسم عزيزتره ،

 تواوج غروروسربلندی ولی آروم از دغدغه  وسلامت ببنمت.

یاحق

[ دو شنبه 27 مرداد 1393برچسب:, ] [ 12:21 ] [ آسمون آبی ]


 

کاش لحظه ها با من و "تو"مهربونتر بودن...

به عشقِ محبتی که توچشماتِ،تونستم این همه سکوتت رو تحمل کنم

برام آرزو شده که یه کلام عاشقونه، از طرفِ تو بشنوم

به تو دلبستم ،باتوعاشقی کردم و عاشقی میکنم...

تا چشمام رو باز میکنم تو رو یاد میکنم

تا میخوام چشمام روبه روی هم بذارم

بهت ثابت کردم که یادت نمیذاره آروم بخوابم

اگه برحسب اتفاق لحظه ای تو شبی با آرامش خوابم میبره،

خواب تو رو میبینم،حتی دیدنِ "تو" تو خوابم بیقرارم میکنه

نمیدونم این دل دیوانه ام چطور

این لحظه های نفسگیرِ عاشقی روسر میکنه؟

به دلم مونده حالی از دلم ، احوالی از چشمام بپرسی

به خدا اینجا یه دله که بدجورهواخواهته

نگاهیم به این طرف بینداز ...یه نفره که بدجور به هوای

دیدن چشمات از اون دور دستا به انتظار نشسته ...

اینجوری منو نگاه نکن،

به دلم مونده وقتی به چشمات خیره میشم

عشق رو ازاون تهِ تهِ چشمای مهربونت ببینم

به دلم مونده وقتی صدات رو میشنوم

عشق و علاقه رواز اعماق صدات حس کنم

لحظه ای ،فقط  لحظه ای به خودم بگم که تنها نیستم...که یکیودارم ...

یکی که به یادمه، مثه من توانتظار دیدنِ منه

که آرزوی شنیدن صدام روداره

که مثه من دلتنگ میشه، که یادم میکنه، که مثه من دلش گیره...

دوست داره با من درد دل کنه ،

راستش رو بخوای هر وقته که دلم میگیره

تو نیستی تا با تو درد دل کنم و آروم شم

به دلم مونده یه بار...حرفای منو بشنوی ، بفهمم که حرفاموگوش کردی... 

البته همیشه باحرفای مهربونت حتی خیلی کم،به من فهموندی که به حرفام گوش میدی

ولی یه چیزایی، همیشه تو دلِ آدم میمونه

توکه میدونی شبا من همه اش بیدارم ودارم توقصرِرویاهام میگردم...

احساس آرامش میکنم وقتی میدونم که توام بیداری...

که مثه پرنده  پرواز میکنی توآسمون کارات واوج میگیری توآسمون آبی

تویی که بانوشته هات مثه بارون میباری به کویر تشنه ی قلب همه ی آدما

عاشقتر میکنی منوبا طراوت قطره های مهربونت

اومدم و بهت گفتم:که ازجنسِ "تو"ام...

که عشق رومیشناسم ، که همیشه با "تو" می مونم...

گفتم:میدونم تعهد دستِ هردوی مارو بسته...

ببین باتمومِ این حرفا؛عطر نفسهات رو هنوز میشه از آغوشم شنید

این روزا هرکی از کنارم میگذره

میگه»»»»»»هی فلانی بوی

عاشقی می دی...مثه همیشه

یاحق

[ دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:, ] [ 14:46 ] [ آسمون آبی ]

 

دیشب دلم میخواست یه موسیقی تلخ بذارموباناله اش برقصم...

یه رقص تلخ وگزنده...

دلم میخواست سرت فریاد بکشم...

یه وقتا دلم میخواد بریزم دور این افکارمالیخولیایی رو...

دلم میخواست یه جای دنج داشتم که وقتی اینتجورکلافه میشم توش فریاد بزنم...

ببین دوست دارم یه روز تو یه تابوت بخوابم،

ببینم مردن چه طعمی داره که که این روزا زندگی نداره برام...

دلم میخواد پرواز کنم،بخندم،نگران حسادت و شرو چشم زخم وهزار کوفتِ دیگه نباشم...

دیشب که باهات حرف میزدم خیلی جالب بود...

نخند باورکن راست میگم،برام جالب بود که باید بازم میشدم عروسک بغلیت،

عروسکی که فقط برای لحظه هایی که بهونه ام رو میگیری باید تو بغلت باشم...

ببین چیزی برای ثابت کردن بهت ندارم چون تومرامم نیس...

نوشتم که فقط این حس بدرو ازخودم دور کنم

دیشب منم اصلا حال خوبی نداشتم...

دلم میخواست بازوتوبگیرم وازحس امنیت ولذتی که داره مثه بچه هافقط فریاد بکشم...

دلم میخواست ساعتها کنارم باشی و من خودمو به خواب بزنم...

دستت رولای موهام،بازوهام گم کنی...

دیشب دلم شب میخواست...

سرما،ستاره ،یه نیمه شب بلندوتاریک وساکت...

که فقط صدای نفسای من وتو باشه...

دلم یه فنجون طعم لبای توو یه لیوان کافی میکس با اون عطرِمست کننده اش میخواست...

دلم کلبه ی چوبی همیشگی رو میخواست...

آغوش مردونه ی تو،صدای قناری،

یقین دارم که میکس باحالی میشد،

دلم هزار چیز میخواست که نبود...

یادنفسای داغت،داغم کرده بود...بهت گفتم:کم آوردم،

دهنم خشک شده...

این دلِ لعنتی همیشه منوباخودم در میندازه...

دیشب عجیب دلم سفر،توشب رومیخواست...

یه پایه ی شب بیدارکه تاصب باهاش حرف بزنم...

بغض کنم؛آخرشم مثه همیشه بزنم زیرِخنده وبگم بیخیال عزیز...

دیشب دلم دریا،جنگل میخواست...

جنگلِ تاریکِ تاریک،باصدای آروم آب

که من باشم و"تو"باشی؛تنهای تنها

بگی :چراکم آوردی؟بیاقهوه امون روبخوریم...

نگاهت کنم؛مست وخمار...

بزنی زیرخنده،بگی عاشق این خماریتم...

من و "تو"تاصب بی قهوه بیداریم...بدوبیاتوبغلم 

یاحق

[ جمعه 3 مرداد 1393برچسب:, ] [ 15:33 ] [ آسمون آبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

میگن سه موقع دعا برآورده میشه یکی وقت اذون یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه..... من وقت اذون زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه . . .
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 139
بازدید دیروز : 23
بازدید هفته : 227
بازدید ماه : 283
بازدید کل : 13282
تعداد مطالب : 380
تعداد نظرات : 714
تعداد آنلاین : 1

Alternative content



MusiC Dariush