آسمون دلدادگی

آسمون دلدادگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان <آسمون دلداگی> آسمون دلدادگی و آدرس asemone.abi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





 

 

   

سلام خداجون      

میبینی لحن نامه ام عوض شده...برام شدی خداجون.چرا؟خودت بهترمیدونی دیگه گفتن نداره ولی خوب میگم...چه عیبی

داره؟اگه بنا به نگفتن بود که نامه نمینوشتم،مینوشتم؟پس مینویسم..

گاهی دلم نمیخواست توروببینم اما تودر کنارم بودی ونفس هات یخ روزگارمو آب میکرد...

گاهی دلم نمیخواست تورو بخونم اما تو مثل یه ترانه ی زیبا بر لبم زندگی کردی...من درکنارت بودم بدون اینکه شوری

برای زندگی داشته باشم....بی اونکه بدونم تو از خورشیدهم گرمتری.....بی اونکه بدونم تو از همه ی شعرهایی که از بر

کردم شنیدنی تری.....من درکنارت بودم اما دریغ نمیدونستم....

نمیدونستم از آسمون و زمین چی میخوام.....هرشب تو دیوان حافظ به دنبال کسی میگشتم که منو تا دروازه های قیامتت

ببره.....انگار منتظر بودم کسی بیادکه قلبش زادگاه همه ی گلها باشه....وقتی به من نگاه میکردی چشمامو

میبستم....وقتی تو جاده های خاطره برای من غزل میخوندی میایستادم و ساکت میشدم....انگار نه انگار که با تو

هستم....مهربانانه کنارم بودی و من بی رحمانه تو راپس میزدم....از شکفتن ها برای من گفتی و من فقط برای تو از

خزون دلم گفتم...از دلتنگیهایی که برای  آدمای این دنیات داشتم میگفتم....چقدر زجه زدم برات....چقدر التماست کردم که

برشون گردونی تا یه کم دیگه پیشم باشن....گفتم هنوز ازدیدنشون سیر نشدم...گفتم هنوز دوست دارم پیشم

باشن....همون ادمایی که دلتنگشون بودم چقدر با شیشه ی دلم بازی کردند که بشکنه ولی نمیدونم چه حکمتی تو کارم

بود که هربار شیشیه ترک میخورد ولی نمیشکست وبعد  من می اومدم پیشت و برای

آرامششون دعا میکردم که خدایا

آرومش کن عزیزمه دوستش دارم نمیتونم زجرشو ببینم....گفتم و شنیدی .....سرت دادزدم وبا مهربونی جوابمو

دادی...آسمونمو مه گرفته خداجون....قربونت برم که هروقت دلم میگیره تو هم برای

اینکه نشون بدی همرامی

میباری...من یکی دربست مخلصتم

حرفهام مرطوب شده و چشمای تو بارونی....گاهی یه جورایی شب تو دلم چادر میزنه که انگار هزار سال قصدموندن

داره.....اما الان فقط دوست دارم دنیام پنجره ای بشه و من از تو قاب پنجره ام به تو نگاه کنم...انقدر دعا کنم که تو

بیخیالم نشی....آدمای دنیات بی خیالم بشن  ملالی نیس مثه هر کدومشون زیاده ولی مثه خودت هنوز هیج کجا پیدا

نکردم....**نوای گرم پری چهرگان  چو بشنوم ازدور**میان آنهمه ،درگوش من صدای تو آید**

خوب خدا جون بازم مجبورم نامه امو تموم کنم...دمت گرم که مثه همیشه آرومم کردی چقدخوبه که تورو دارم....ازت

ممنونم...بازم برات نامه مینویسم آخه میدونی این روزاخیلی دلم میگیره چراشو نمیدونم اگه شد بهم بگو...منتظرم

راستی خداجون یه خواهش موندم سره دوراهی آخه میدونی چیه این روزا هرکی بهم میرسه میگه مثه بچه ی آدم بشین

زندگیتو بکن ....خداجون این بنده هات فقط بلدن تز بدن ولی تکلیف منو روشن نمیکنن..«« مثل بچه آدم باش »» من

نفهمیدم که کدوم بچه آدم رو می گن ؟؟؟؟

من باید مثل هابیل باشم ؟
یا مثل قابیل؟.
    

من نوکرتم خداجون یادت نره جوابموبدی حتمن زوده زود....همه تو نامه هاشون هم رو به خدا میسپارن ولی من باهمه

فرق دارم خودمو به تو میسپارم دوستت دارم خداجون عاشقتم همه جوره

 

                                             "ارداتمند تو : بچه ی آدم

 

 



نظرات شما عزیزان:

داداش ایلیا
ساعت3:27---14 بهمن 1390
سلام



روزگار اسیر نگهیست روبه سوی ساحلی که دریا حیاطشه و آسمون سقف کلبشه .دلتنگی من از فراغ یاریست که باید می امد لکن ما برای نیامدنش سخت در تلاشیم ....



شاید جمعه ای دیگر .شاید هم جمعه نباشد روزی دیگر از روزهایی خوب خدا ....



ممنون از یاد مان گفتارت ونگاه خاطرت

ایلیاپاسخ: سلام غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد اوگل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!"قیصرامین پور" به امید ظهورش... آرزومنده آرزوهایت....یاحق


محمد
ساعت18:14---13 بهمن 1390
پاسخ: سلام محمد عزیزم دمت گرم که همیشه از بودنت این خونه پررونق و سرسبزه....بهترین آرزوها برای تو که بهترینی

داداش ایلیا
ساعت17:50---13 بهمن 1390
سلام



خدا ....



واژه ای که هیچ دلی از تکرار نامش خسته نمیشه. واژه ای که هیچ آرامبخشی قدرت ارام کردنش رو نداره..



یادت باشه وقتی چشات بارونی شد و کلماتت نمناک وقتی پنجره دلت رو روبه دنیا گشودی ، اون دور دورا سایه ای رو که کنار ساحلی غمباره نشسته و افق دریا رو با چشای امیدوار نگاه میکنه و مدام سرش رو بالا و پایین میاره ، از دعای خیرت بی نصیب نکنی که دعای یه دل شکسته زیر بارون موقع اذون حتما استجابت میشه از اونی که نامش آرامبخش دلای پاکی مثل دل شماست و فراری از دل سیاهی مثل دل چرکین ما....

ایلیاپاسخ: سلام غم نخور!هم روزگارم!من هوای تورو دارم واسه چاردیوار قلبت صد تا پنجره میارم غم نخور !هم روزگارم رنگ عوض می کنه این شب با غزلهای نگفته! نگو خیلی وقته اینجا کسی فردا رو ندیده! توی پولک قلبت صد تا فانوس امیده! نگاه تو وقتی می رقصه تو ساحل دلدادگیت!می شکنه چرخ فلک رو! تازه می کنه دوباره خبرای قاصدک رو! من همیشه به یادت هستم داداش ایلیا....موفق باشی یاحق


سرونازشیییراز
ساعت12:03---13 بهمن 1390
پاسخ:مرسی احمد جان....همیشه به من لطف داری

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ پنج شنبه 13 بهمن 1390برچسب:, ] [ 7:57 ] [ آسمون آبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

میگن سه موقع دعا برآورده میشه یکی وقت اذون یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه..... من وقت اذون زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه . . .
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 82
بازدید دیروز : 46
بازدید هفته : 334
بازدید ماه : 1316
بازدید کل : 15219
تعداد مطالب : 380
تعداد نظرات : 714
تعداد آنلاین : 1


MusiC Dariush