آسمون دلدادگی

آسمون دلدادگی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان <آسمون دلداگی> آسمون دلدادگی و آدرس asemone.abi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





موندم که از چی بنویسم...

اونایی که دیروز بامن بودن و امروز رفتن...

یااز تو که همیشه حرفهای منو میخونی و

احساسم رو از صدام می فهمی...

از تو مینویسم...

ببین تو  جـمله من هیچوقت به "تـو" نمـیرســم

فعـل و فاعل و مفـعــول" تو"یی

مابـقی حرف اضـافــه ان ـ...

یکی یکی میرفتیم و کاتب،سرنوشتمون را با خطی زرین مینوشت،،

نوبت که به ما رسید قلم از قلمدان افتاد؛

کاتب با کمی صبروخطی زیبا نوشت:"اسیر سرنوشت"...

امان از این بوی پاییز و هوای ابری دل....

بماند.....

تولدت رو دوست دارم؛

اين ساده ترين و زلال ترين چيزيه كه مي تونم بگم

مي خوام بدوني هر روزِ سال،‌ براي من يادآور تولد توست...

تولدي كه اگه نبود شايد نه فصل هاي سال به

هم مي خوردن و نه خورشيد از غرب طلوع مي كرد

وهم هيچ اتفاق خاصي نمي افتاد، جز اين كه ،‌

من، بيشمار حساي خوب و خاطره هاي خوبي كه با تو داشتم رو

هرگز لمس نمي كردم و هرگز اين همه حس خوب توي دلم بوجود نمي اومد.

مي شه به سادگي فراموشي روز تولد رو به هر چيزي نسبت داد،

اما تنها چيزي كه برام مهمه اينه كه باور كني تو نه فقط توي روز تولدت،

كه توي تمام لحظه هاي زندگيم براي من عزيز و دوست داشتني بودي و هستي.

گاهی دلم تنگ می شه...

برای این که دستم رو بزارم رو پات درست روی زانوت...

انقدر داغ بشه زیر دستم و روی زانوت که نه من و

نه تو دلمون نخواد دستم رو بردارم...

گاهی دلم بوس می خواد...

از اون بوسه های حال خراب کن

شاید حال درست کن

شایدم کار خراب کن

از اونایی که بهانه های خوبی بهمون می ده

برای سپردن خودمون به سرنوشت

سپردن خودمون به عشق

به بودنی که رنگش خیلی قشنگتر از بودن های معمولیه....

 دلم تنگ می شه برای تو

خیلی سخته قبل از دیدنت التهاب لحظه رفتنت رو دارم

خیلی سخته که هستی و نیستی

خیلی سخته که دارمت و ندارمت

دوست دارم این پارادوکسی که برای خودم ساختم،

.سرشار از این که هستی و نیستی...

روی سنگ فرشهای همون خیابون خیالی که عابرای پیاده شون

 تنها من و تو بودیم ، قدم می زنم و دنبال نگاهی

می گردم که سالها دنبالش بودم

تو میدونی باغ سرسبز وجودم بی تو خشک می شه ؟ 

تو میدونی لحظه هام با تو بارونی می شن ؟ 

تو میدونی برای با تو بودن از مرز وجودمم گذشتم ؟ 

تو میدونی روز و شبم با تو پرشده از عطر گل یاس؟

من سالها توی یه ایستگاه قطار به انتظارت نشسته بودم 

وچشمام برای دیدنت لحظه هارو میدوید

شاید هیچ کس مثل من، تو رو تجربه نکرده باشه چشم عسلی

دوست دارم توی دستای مهربونت برای همیشه آروم بگیرم 

دستایی که می دونی دوسشون دارم

تو رو با همه روحت

تو رو با همه وجودت

تو رو با همه هستی زیبایی که داری

تو رو با همه دغدغه ها و دل نگرانی هات

تو رو که انقدر پاک و زلالی...

دوست دارم.

یاحق



نظرات شما عزیزان:

صخره
ساعت16:46---7 مهر 1392
یادمان رفت شقایق دل داغی دارد

شاپرک در بغل شمع چه حالی دارد

آنقدر محو تماشای قفسها شده ایم

یادمان رفت که یاد یار کردن چه صفایی دارد
پاسخ:امروز خاطراتت را سوزاندم اما... بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد,دلتنگت شدم..


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ یک شنبه 7 مهر 1392برچسب:, ] [ 12:18 ] [ آسمون آبی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

میگن سه موقع دعا برآورده میشه یکی وقت اذون یکی زیر بارون یکیم وقتی دلی میشکنه..... من وقت اذون زیر بارون با دلی شکسته دعا کردم خدایا هیچ دلی نشکنه . . .
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 177
بازدید دیروز : 50
بازدید هفته : 177
بازدید ماه : 1120
بازدید کل : 16636
تعداد مطالب : 380
تعداد نظرات : 714
تعداد آنلاین : 1


MusiC Dariush